طراحی گرافیک، طراحی سایت و خدمات چاپ
اقتصاد

اقتصاد سوسیالیستی به چه چیزی گفته می‌شود؟

یکی از استدلال‌های سنتی بر اقتصاد بازار آزاد این است که انگیزه ملموس را برای مشاغل فراهم می‌کند تا کالاها و خدماتی را که مردم می‌خواهند ارائه دهند. یعنی بنگاه‌هایی که با موفقیت پاسخگوی نیاز مصرف کننده باشند‌، از سود بیشتری برخوردار می‌شوند.

با این وجود‌، برخی اقتصاددانان و فیلسوفان سیاسی ادعا کرده اند که الگوی سرمایه داری ذاتاً دارای نقص است. به گفته آنها‌، چنین نظامی لزوماً برندگان و بازنده‌های روشنی را بوجود می‌آورد. از آنجا که وسایل تولید در دستان اشخاص بخصوصی است‌، افرادی که آنها را در اختیار دارند‌، نه تنها سهم نامتناسب از ثروت را جمع می‌کنند‌، بلکه قدرت سرکوب حقوق کسانی که از آنها استفاده می‌کنند نیز دارند.

 

اقتصاد سوسیالیستی چیست؟

این ایده درگیری طبقاتی در قلب سوسیالیسم نهفته است. برجسته‌ترین صدای آن‌، کارل مارکس‌، معتقد بود که کارگران کم درآمد‌، با این بی عدالتی‌ها روبرو هستند‌، ناگزیر علیه بورژوازی ثروتمند قیام می‌کنند. در جای خود‌، او جامعه‌ای را تصور می‌کرد که دولت – یا خود کارگران – صنعت و کنترل داشته باشند.

بر خلاف سرمایه داری‌، سوسیالیست‌ها معتقدند مالکیت مشترک منابع و برنامه ریزی مرکزی توزیع عادلانه تر کالاها و خدمات را ارائه می‌دهند. به طور خلاصه‌، آنها معتقدند كه كارگرانی كه در تولید اقتصادی مشاركت دارند باید انتظار پاداش متناسب داشته باشند. این احساسات در شعار سوسیالیستی تبلور می شود: “از هرکدام با توجه به توانایی خود‌، به هرکدام با توجه به نیازشان.”

 

در زیر برخی از اصول مهم سوسیالیسم آورده شده است:

  • مالکیت عمومی یا جمعی از وسایل تولید
  • برنامه ریزی مرکزی اقتصاد
  • تأکید بر برابری و امنیت اقتصادی
  • هدف کاهش تمایز کلاس

 

خود مارکس تصور می‌کرد که سرنگونی نظم سرمایه داری موجود نیاز به انقلابی دارد که توسط طبقه کارگر یا پرولتاریا اداره شود. با این حال‌، بسیاری از رهبران سوسیالیست – از جمله “سوسیال دموکراتهای با نفوذ” در فرانسه‌، آلمان و اسکاندیناوی – طرفدار اصلاحات هستند و نه جایگزین کردن سرمایه داری برای رسیدن به برابری اقتصادی بیشتر.

 

یکی دیگر از منابع سردرگمی در مورد اصطلاح “سوسیالیسم” ناشی از این واقعیت است که غالباً با “کمونیسم” به یک معنا هستند. “در حقیقت‌، این دو کلمه دارای معانی مختلفی هستند. به گفته فردریش انگلس‌، که در کنار مارکس کار کرده است‌، سوسیالیسم مرحله اول انقلاب است که در آن دولت نقش برجسته ای در زندگی اقتصادی ایفا می کند و اختلافات طبقاتی شروع به کوچک شدن می‌کند. این مرحله موقت در نهایت جای خود را به کمونیسم می‌دهد‌، جامعه ای بی طبقه که طبقه کارگر دیگر به دولت اعتماد ندارد. با این حال‌، در عمل‌، کمونیسم نامی است که اغلب به یک شکل انقلابی سوسیالیسم‌، معروف به مارکسیسم- لنینیسم نیز داده می شود که در قرن بیستم در اتحاد جماهیر شوروی و چین ریشه دوانده است.

 

سوسیالیسم در عمل

در یک اقتصاد سرمایه داری‌، بازار از طریق قوانین عرضه و تقاضا تعیین می‌شود. به عنوان مثال‌، وقتی تقاضا برای قهوه افزایش می یابد‌، یک تجارت سودجویانه باعث افزایش قیمت‌ها می‌شود تا سود خود را افزایش دهد. اگر در همین زمان‌، تقاضای جامعه برای چای کاهش یابد‌، تولید کنندگان با قیمت‌های کمتری محصولات خود را ارائه می‌کنند و تولید کل کاهش می‌یابد. در طولانی مدت‌، برخی از تأمین کنندگان حتی ممکن است از تجارت خارج شوند. از آنجا که مصرف کنندگان و تامین کنندگان “قیمت ترخیص بازار” جدیدی را برای این کالاها مذاکره می‌کنند‌، مقدار تولید شده کم و بیش با نیازهای عمومی مطابقت دارد.

 

تحت یک سیستم سوسیالیستی واقعی‌، نقش دولت در تعیین سطح تولید و قیمت گذاری است. چالش همگام سازی این تصمیمات با نیازهای مصرف کنندگان است. اقتصاددانان سوسیالیستی مانند اسکار لنگ معتقدند که با پاسخ به سطح موجودی‌ها‌، برنامه ریزان مرکزی می‌توانند از ناکارآمدی‌های تولید بزرگ جلوگیری کنند. بنابراین‌، هنگامی که فروشگاه‌ها چای اضافی عرضه می کنند‌، نیاز به کاهش قیمت مشاهده می‌شود و برعکس.

 

یکی از انتقادات سوسیالیسم این است که‌، حتی اگر مقامات دولتی بتوانند قیمت‌ها را تنظیم کنند‌، عدم رقابت بین تولید کنندگان مختلف انگیزه انجام این کار را کاهش می‌دهد. مخالفان همچنین ابراز می كنند كه كنترل عمومی بر تولید لزوماً بوروكراسی ناخوشایند و ناكارآمد را ایجاد می‌كند. از نظر تئوری‌، همین کمیته برنامه ریزی مرکزی می‌تواند مسئول قیمت‌گذاری هزاران محصول باشد‌، بنابراین واکنش سریع به نشانه‌های بازار را بسیار دشوار می‌کند.

 

علاوه بر این‌، غلظت قدرت در دولت می‌تواند فضایی را ایجاد کند که انگیزه‌های سیاسی بر نیازهای اساسی مردم غلبه کند. در واقع‌، در همان زمان که اتحاد جماهیر شوروی برای ایجاد توانایی نظامی خود منابع عظیم را به حاشیه میراند، ساکنان آنجا اغلب در دستیابی به انواع کالاها از جمله غذا‌، صابون و حتی مجموعه‌های تلویزیونی مشکل داشتند.

 

یک ایده‌، اشکال چندگانه

کلمه “سوسیالیسم” شاید بیشتر مربوط به کشورهایی مانند اتحاد جماهیر شوروی سابق و چین تحت رهبری مائو زدونگ‌، همراه با کوبا امروزی و کره شمالی باشد. این اقتصادها ایده رهبران توتالیتر و مالکیت عمومی تقریباً کلیه منابع تولیدی را به وجود می‌آورند.

 

با این حال‌، سایر نقاط جهان گاهی اوقات از همان اصطلاح برای توصیف سیستم‌های بسیار متفاوت استفاده می کنند. به عنوان مثال‌، اقتصاد اصلی اسکاندیناوی – سوئد‌، دانمارک‌، نروژ و فنلاند – غالباً تحت عنوان “دموکراسی‌های اجتماعی” یا صرفاً “سوسیالیست” شناخته می‌شوند. شبکه‌های ایمنی این بدان معناست که تقریباً مراقبت‌های بهداشت جهانی و قوانینی که به شدت از حقوق کارگران حمایت می‌کنند.

 

حتی در کشورهای قطعی سرمایه داری مانند ایالات متحده‌، برخی خدمات بسیار مهم تلقی می شوند که تنها به بازار عرضه شوند. در نتیجه‌، دولت مزایای بیکاری‌، تأمین اجتماعی و بیمه درمانی را برای سالمندان و افراد کم درآمد فراهم می‌کند. همچنین ارائه دهنده اصلی آموزش ابتدایی و متوسطه است.

 

رکورد پیچیده

سرسخت‌ترین منتقدین سوسیالیسم معتقدند که هدف آن از بالا بردن سطح زندگی برای کسانی که در طبقات پایین و متوسط ​​قرار دارند‌، به سختی قابل اثبات نیست. تا دهه ۱۹۸۰، رفاه اقتصادی اکثر روسها با حاشیه وسیعی وضعیت غربی‌ها را ردیابی می‌کردند و زمینه را برای تجزیه شوروی فراهم می‌کردند. در همین حال‌، رشد چین فقط پس از آغاز اجرای اصلاحات طرفدار بازار در اواخر دهه ۱۹۷۰ و ۸۰ تسریع شد.

 

مطالعه سطح درآمد در سراسر جهان توسط مؤسسه فریزر‌، یک اندیشکده متمایل به راست‌، از این ارزیابی پشتیبانی می‌کند. کشورهایی که بالاترین سطح آزادی اقتصاد را دارند از نظر تاریخی میانگین سرانه بالاتری داشته اند. برای نشان دادن آزادی اقتصادی در سراسر جهان‌، نقشه زیر را مشاهده کنید.

وقتی فرد به سوسیالیسم به سبک اروپایی – با رهبران منتخب دموکراتیک و مالکیت خصوصی بیشتر صنایع نگاه می کند – نتایج کاملاً متفاوت است. با وجود مالیات نسبتاً بالا‌، نروژ‌، فنلاند و سوئیس سه کشور چهار کشور برتر دنیا هستند که براساس شاخص سعادت Legatum 2016 تنها از نیوزیلند پیروی کرده است. هر چهار نفر هنگام نوآوری و رقابت‌، در صدر فهرست‌های توسعه جهانی قرار دارند. در حالی که از جنبه‌های خاص این کشورها در سال‌های اخیر به سمت راست حرکت کرده اند‌، برخی معتقدند که اسکاندیناوی اثبات این است که یک کشور بزرگ رفاهی و موفقیت اقتصادی از یکدیگر متمایز نیستند.

 

سخن آخر

فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی علامت بزرگی برای مارکسیستی سوسیالیسم رقم زد. با این حال‌، نسخه‌های معتدل‌تری از ایدئولوژی همچنان در سراسر جهان تأثیر چشمگیری دارند حتی در اکثر دموکراسی‌های غربی‌، بحث بر سر این نیست که آیا دولت باید شبکه تأمین اجتماعی را تأمین کند‌، بلکه باید چقدر بزرگ باشد.

 

منبع: investo pedia

مژگان متاعی

درباره مژگان متاعی

دانشجوی رشته شیمی کاربردی، علاقمند به ورزش و کار با سیستم و اینترنت.

نمایش مقالات این نویسنده

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عضویت در خبرنامه