طراحی گرافیک، طراحی سایت و خدمات چاپ
اقتصاد مختلط

ویژگی‌های مشترک سیستم‌های اقتصاد مختلط چیست؟

  • دسته بندی : اقتصاد
  • تاریخ انتشار : 3فوریه 2020

اقتصاد مختلط با همزیستی یک بخش دولتی و خصوصی تعریف می‌شود. ترکیب خاص بین دولتی و خصوصی می‌تواند از یک اقتصاد مختلط به اقتصاد دیگر متفاوت باشد. براساس ماهیت مربوطه، بخش خصوصی وابسته به بخش دولتی است. مبادله خصوصی فقط می‌تواند در جایی صورت گیرد كه دولت آن را ممنوع كرده یا آن نقش را قبلاً بر عهده گرفته باشد.

 

اقتصادهای مختلط بین بازارهای آزاد و اقتصادهای فرماندهی قرار می‌گیرند.

اقتصاد فرماندهی سیستمی است که دولت به جای بازار آزاد تعیین می‌کند چه کالاهایی باید تولید شود، چه مقدار تولید شود و کالاها چه قیمتی برای فروش ارائه دهند. همچنین سرمایه گذاری و درآمد را نیز تعیین می‌کند. اقتصاد فرماندهی ویژگی اصلی هر جامعه کمونیستی است.

بازار آزاد بیشترین ارتباط با سرمایه داری خالص است. اقتصاد فرماندهی بیشترین ارتباط را با سوسیالیسم دارد. اقتصادهای مختلط، با بازارهای تحت نظارت دولت، بیشتر مربوط به فاشیسم (به معنای اقتصادی) هستند و چندین ویژگی مشترک دارند.

 

مالکیت منابع

در اقتصاد فرماندهی، تمام منابع متعلق به دولت و تحت كنترل است. در یک سیستم مختلط، به اشخاص خصوصی اجازه داده می‌شود برخی از (اگر نه بیشتر) عوامل تولید را در اختیار داشته و کنترل کنند. اقتصادهای بازار آزاد به افراد خصوصی اجازه می‌دهد تا به طور داوطلبانه تمام منابع اقتصادی را در اختیار داشته و تجارت کنند.

 

مداخله دولت

مداخله دولت و منافع سیاسی نقش اساسی در اقتصاد مختلط دارند. این مداخله می‌تواند اشکال مختلفی داشته باشد، از جمله یارانه ها، تعرفه ها، ممنوعیت‌ها و سیاست‌های توزیع مجدد. برخی از سیاستهای اقتصادی جهانی که به طور جهانی مورد استفاده قرار می‌گیرد شامل قوانین مناقصه قانونی، کنترل پولی توسط یک بانک مرکزی، پروژه‌های راه و شهرسازی عمومی و تعرفه محصولات خارجی در تجارت بین المللی است.

 

تغییر سیاست اقتصادی

یکی از ویژگیهای مهم و قابل درک یک اقتصاد مختلط، گرایش آن برای تغییر سیاست‌های ارتجاعی و هدفمند اقتصادی است. برخلاف اقتصاد فرماندهی (در شرایطی که سیاست اقتصادی اغلب به طور مستقیم توسط دولت کنترل می‌شود) یا اقتصاد بازار (معیارهای بازار فقط از نظم خود به خود ناشی می‌شوند)، اقتصادهای مختلط می‌توانند در “قوانین بازی” تغییرات چشمگیر را پشت سر بگذارند. سخن گفتن.

 

این به دلیل تغییر فشارهای سیاسی در اکثر اقتصادهای مختلط است. نمونه ای از این امر را می‌توان در پس از رکود بزرگ مشاهده کرد که بیشتر دولتها برای تنظیم دقیق بازارهای مالی حرکت کردند و بانکهای مرکزی نرخ بهره را پایین آوردند.

 

مزایای استفاده از یک سیستم اقتصادی مختلط

به همزیستی سرمایه داری و سوسیالیسم اجازه می‌دهد

یک نظام اقتصادی مختلط به تفکیک نقش دولت و بخش خصوصی اجازه می‌دهد تا سرمایه داری و سوسیالیسم با همزیستی و کارکرد همراه باشند. سرمایه داری قیمت‌ها را از طریق تعادل بین عرضه و تقاضا برای کالاهای خصوصی تعیین می‌کند، در حالی که سوسیالیسم قیمت‌ها را با برنامه ریزی در جایی تعیین می‌کند که بخش خصوصی نتواند یا مایل به تولید کالاهای خاصی مانند حمل و نقل عمومی، مراقبت‌های بهداشتی جهانی و آموزش نباشد. دولت نقش مهمی در اعلام و اجرای قوانین و اطمینان از رقابت منصفانه و شیوه‌های تجارت ایفا می‌کند.

 

به دولت اجازه می‌دهد تا عوامل بیرونی مثبت و منفی را درونی کند

تولید برخی کالاها و استفاده از منابع توسط بخش خصوصی می‌تواند به هزینه کم تولید یا استفاده بیش از حد آنها باشد. به عنوان مثال، کارخانجات کارخانه کاغذ و معدن به دلیل استفاده بیش از حد از آب یا آلوده کردن آن در طی فرآیند تولید شناخته می‌شوند و برای اکثریت عمومی که این آب را می‌نوشند، وجود خارجی منفی ایجاد می‌کند. یک سیستم مختلط اقتصادی تضمین می‌کند که دولت می‌تواند با منع فعالیت‌های مضر یا مالیات سنگین بر آن، تأثیر منفی خارجی را قدم برداشته و اصلاح کند.

 

اجازه اصلاح نابرابری درآمد

سرمایه داری به دلیل ایجاد نابرابری درآمدی از طریق تمرکز سرمایه شناخته می‌شود. یک سیستم اقتصادی مختلط می‌تواند با پرداخت مالیات و توزیع مجدد ثروت به خانوارهای واقع در پایین توزیع درآمد، چنین پدیده را اصلاح کند.

 

مضرات یک سیستم اقتصادی مختلط

 

نظم خود به خود و سیستم قیمت

مفهوم نظم بازار خود به خود از بینش آدام اسمیت در مورد “دست نامرئی” بیرون آمد. این تئوری استدلال می‌کند که اطلاعات بازار ناقص و پرهزینه است و آینده نامشخص و غیرقابل پیش بینی است. از آنجا که اطلاعات ناقص است، برخی از سیستم هماهنگی اطلاعات برای تسهیل تجارت و همکاری داوطلبانه ضروری است. برای لودویگ فون میزس و F.A. هایک موفق ترین سیگنال‌های اطلاعاتی قیمت‌های بازار هستند. اصطلاح آنها برای این فرآیند “کاتالاکسی” است، که هایک آن را “نظمی که با تعدیل متقابل بسیاری از اقتصادهای فردی در یک بازار ایجاد شده است” تعریف می‌کند.

 

شکست بازار دولت

نظریه انتخاب عمومی اصول تحلیل اقتصادی را برای دولت اعمال می‌کند. طرفداران اصلی تئوری انتخاب عمومی معتقدند که دولت‌ها لزوماً شکست‌های بازار را بیش از آنکه مانع شود ایجاد می‌کند و اقتصادهای مختلط عقلانی نتایج ناکارآمد تولید می‌کنند. جیمز بوچان، اقتصاددان آمریكایی نشان داد كه گروه‌های ذینفع خاص به طور عقلانی در جوامع دموکراتیک تسلط می‌یابند زیرا فعالیت‌های دولت تمایل دارد منافع خود را مستقیماً به یک گروه متمرکز و سازمان یافته با هزینه یک پایگاه مالیاتی ضعیف و آگاهانه ارائه دهد.

 

میلتون فریدمن نشان داد که شکست بازار ناشی از دولت منجر به افزایش ناکامی‌ها می‌شود. به عنوان مثال، مدارس دولتی فقیر، کارگرانی با بهره وری کم ایجاد می‌کنند که پس از آن با قانون حداقل دستمزد (یا سایر هزینه‌های مصنوعی در محل کار) از بازار خارج می‌شوند و برای زنده ماندن باید به جرم متوسل شوند.

 

عدم اطمینان رژیم

رابرت هیگز، مورخ اقتصادی، خاطرنشان كرد كه اقتصادهای مختلط تمایل دارند كه مقررات تجارت به طور مداوم در حال تغییر باشند. این به ویژه در دموکراسی‌های غربی مانند ایالات متحده با احزاب سیاسی مخالف صادق است.

 

منبع: investopedia

مژگان متاعی

درباره مژگان متاعی

دانشجوی رشته شیمی کاربردی، علاقمند به ورزش و کار با سیستم و اینترنت.

نمایش مقالات این نویسنده

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عضویت در خبرنامه